بخش ۴۵ - بیان فرمودن پاشاه که مقصود از این امر اتیان بفعل مأمور به بود بلکه غرض آن بود که آنچه در سرشت شماست از انقیاد و عناد ظاهر شود
چون گذشت از حد آن جحود و عنادشاه گفتا خدات صبر دهاد
چند ازین گفت و گوی بیهودهکه زبان زان مباد آلوده
امر من بهر آزمون شماستنه مرا آرزوی خون شماست
خواستم تا درین فضای وجودسر معلوم من شود مشهود
آنچه دانسته ام چه زین و چه شیناز شما بینمش به رأی العین
هر چه در هر کدام مکتوم استپیش من لایزال معلوم است
تا ز قوت همه به فعل آیدزان سبب امر و نهی می باید
کی بود امر مقتضی موجودفعل ها را درین نشیمن بود
عبد مأمور ازان کند بی مرترک اتیان بما به یؤمر