گنج

بخش ۱۱۵ - طبقه ثالثه آنکه نیت ایشان در عزلت ایثار صحبت حق است سبحانه و تعالی بر صحبت خلق

وان دگر آن که صحبت مولاکرد ایثار بر همه دنیا
روز و شب صحبت خدای گزیددل ز پیوند ماسوا ببرید
کرد خالی ز ما خلق خود راداد یکبارگی به حق خود را
دست و دل از هر آرزو بگسستهر چه شد قید او ازو بگسست
صحبتی در گرفت تنگ بسیکه نگنجید در میانه کسی
مگر آن کس که محو خود کرده ستترک پیوند نیک و بد کرده ست
کرده بر خویش جیب هستی شقبر زده سر ز جیب هستی حق
خاک بر حرف خویش پاشیدهبل کزین دفترش تراشیده
از من و ما نهاده بیرون پایسر مویی نمانده زو بر جای
یکسر از موی هستی خود رستموی را نیست جای و او را هست
بس که خود را ز موی سنجد کمگنجد آنجا که مو نگنجد هم