گنج

شمارهٔ ۸۱ - خوان خواجه

قافیه: وبهتر۵ بیت
خواهی که نزد خواجه قبولی بود ترامنشین بخوان او برو از نان او مخور
ور چند گویدت تبکلف که نان بخورفرمانبر آنچه گفت و بفرمان اومخور
زنهار خورولیک مخور نانش زینهاروزنان طفل و بیوه بخور زان اومخور
خوانش چو خون حرام بود گرد آن مگردنانش چوجان عزیزست از جان او مخور
از گوشتش همی چش وازنان اومچشاز خون او همیخور و از خوان او مخور