گنج

شمارهٔ ۵۳ - ترهات

دوستی در سمر کتابی داشتپیش من صفحه ازان میخواند
که فلان شخص در فلان تاریخبیکی بیت بدره ها بفشاند
وان دگر پادشه بیک نکتهفاضلی را فراز تخت نشاند
گفتم ایخواجه ترهاتست ایناین سخن بر زبان نباید راند
آخر آن قوم عادیان بودندکه خود از نسلشان یکی بنماند؟