شمارهٔ ۵۰ - صائم الدهر
صائم الدهر اسبکی دارمکه بده روز روزه نگشاید
روز چون یوز خسته میخسبدشب چو سگ پاس درهمی پاید
در رکوعست سال و مه لیکنگه گهی در سجود افزاید
پاره کاه آرزو کردستمدتی رفت و بر نمی آید
روز عیدست و هر کسی لابدبطعامی دهان بیالاید
گر تفضل کند خداوندمپاره کاه و جوش فرماید
ورنه رخصت دهد که اندر شرعروزه عید داشتن شاید