گنج

شمارهٔ ۳۹ - تهنیت عید

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیه: رپرورد۱۲ بیت
ای لقای تو عید اهل کرمعید اضحی ترا همایون باد
گوش این چرخ از مناقب توچون صدف پر ز دُرّ مکنون باد
رایت قدر تو چو همت تواز خم هفت چرخ بیرون باد
دست خصمت به تیغ گشته قلمپشت او از شکستگی نون باد
چرخ اگر جز به حکم تو گردداز شفق تیغ صبح گلگون باد
فیض دست تو همچو قطره ابرسبب رزق ربع مسکون باد
هر که او برخلاف تو دم زدور بود مشگ غرقه در خون باد
ریش او زیر دست موسی بهمال او پایمال قارون باد
طبع من گاه شغل مدحت توهمچو لفظ تو پاک و موزون باد
گردش چرخ و سیر اختر اوجمله و بر وفق رای میمون باد
از قضا نامزد به فرمانتبره چرخ و گاو گردون باد
همه روزیت عید باد و همهخوشتر و بهترت از اکنون باد