شمارهٔ ۲۸
اوحدالدین توئی آنکس که ملوکاز تو جز لطف کفایت نکنند
آن تنجنج بسخنهات کنندکه در اخبار و حکایت نکنند
بلبلان وقت گل از شاخ درختجز ثنای تو روایت نکنند
نه ز تقصیرست ار حق ترادوستان تو رعایت نکنند
آری آن از عدم توفیق استاز سر عقل و درایت نکنند
دوستان را چو نخواهید آزردجرم تا کرده خیانت نکنند
ورچه صد جرم کنند از سر عفوشکر گویند و شکایت نکنند
چون نباشد گنه از حد بیرونگله بیرون ز نهایت نکنند