شمارهٔ ۱۰۲ - یخ بندی طبع
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: یم۷ بیت
مرا ایزد تعالی خاطری دادکه دایم با فلک بودی عتابم
بمعنی دادن بکر آنچنان بودکه با او کان معنی بدخطابم
بهر وقتی کزاو کردم سؤالینهاده بود صد معنی جوابم
کنون از بخل ممدوحان ممسکغلط بینم همی با او حسابم
چنان پذرفت رنگ بخل کزویبصد اندیشه یک معنی نیابم
زدم سردی این مشتی بخیلانچنین یخ بندشد طبع چوآبم
در ابر بخل و بی آبی نهان شددریغا خاطر چون آفتابم