شمارهٔ ۹۵
رفت آن کز لبت مرا می بودوز رخت بوسه ها پیاپی بود
یاد باد آنکه از رخ تو مراگل و نرگس شکفته در دی بود
سرو برطرف باغ پیش قدتصد کمر بسته راست چون نی بود
لاله آتش زده میانه دلگل زشرم تو غرقه درخوی بود
گفتی از من ببوسه قانع شوداز تو خود این توقعم کی بود
صبر روی از چه درکشید از منکه همه پشت گرمی از وی بود
صد حساب از تو برگفرت دلمچون فذلک بدید لاشی بود