گنج

شمارهٔ ۸۰

قافیه: ادکند۷ بیت
جز غم او مرا که شاد کندجز فراقش مرا که یاد کند
فرد ماندیم از وی و هجر همیزخم بر مهره گشاد کند
نرگس مست او ببو العجبیجادوانرا باوستاد کند
غارت دل بزلف فرمایدغمزه را پس امیر داد کند
یارب آن سنگدل مرا هرگزجز بدشنام هیچ یاد کند؟
تکیه بر وعده های او کردمکه شبانگاه و بامداد کند
جز من و زلف او کسی بجهانتکیه هرگز بر آب و باد کند؟