شمارهٔ ۳۳
دگرباره با مات بیگانگیستمکن کاینچنین ها نه فرزانگیست
توجان خواهی آنگاه بر دست هجرندانی که این رسم بیگانگیست
توجان خواه بیزحمت هجر و وصلمیان من و تو سخن خانگیست
من از عشق تو دشمن جان شدمنه عشقست پس چیست دیوانگیست
بسوگند گفتی که بکشم ترامرا کشته گیر این چه مردانگیست