گنج

شمارهٔ ۳۰

بی مه روی تو چشمم همچو ابربهمنستبی شب زلف تو رازم همچو روز روشنست
نرگست از غالیه صدتیر دارد در کمانلاجرم گلبرگ تو در زیر مشکین جوشنست
زلف را گو پای بازی بر گل و سوسن مکنکِت ازین بازیچه خون صد چو من در گردنست