گنج

شمارهٔ ۲۸

قافیه: سست۷ بیت
عشقت ایدوست مرا همنفسستبی تو بر من همه عالم قفسست
حلقه زلف تو دل می گیرددر شب زلف تو حلقه عسست
من ز عشق تو کجا بگریزمکاشگم از پیش و غم تو زپسست
غم تو میخورم و میگریمچون باشگی و غمی دسترسست
مرگ نزدیک بمن چونان شدکه میان من و او یک نفسست
هر که گوید که فلان را بنوازگوئی از خشم فلان خود چه کسست
خشم و دشنام تو در می بایدطعنه دشمنم آخر نه بسست؟