گنج

شمارهٔ ۲۰

قافیه: انبستست۷ بیت
دل درد تو در میان جان بستستجان در طلب تو بر میان بستست
عشق تو ز دست در دلم آتشزان چشم من آب در جهان بستست
صد چشمه خون گشاده ام بر رخبر من در وصل همچنان بستست
تا دست قمر بگرد گلزارتاز مشگ کمر بر ارغوان بستست
دست فلک از کلف نقاب شرمبر چهره ماه آسمان بستست
ایدوست بترس ازین دم سردمکاین دولت حسن تو دران بستست
سرسبزی شاخ و سرخی رویشدریک دم سرد مهرگان بستست