گنج

شمارهٔ ۱۳۹

قافیه: و۷ بیت
سخن بی غرض از من بشنوبر دشمن مشو ایدوست مشو
دشمنان راه بدت آموزندمشنو هرزه دشمن مشنو
با تو امشب ندبی خواهم باختجان زمن بوسه ز تو خصل وگرو
چند گوئی تو که خیزم برومدل من وا ده و برخیز وبرو
این چه شیوه است که بنهادی بازوین چه راهست که آوردی نو
هر بیک چند درآی از در منچند دشنام بده گرم و بدو
گویم ای خام چو کاهم ز غمتگوئی ای سوخته بر من بدوجو