گنج

شمارهٔ ۱۲۱

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اریم۶ بیت
بی عارض گلرنگ تو ما خسته خاریمنا خورده می وصل تو در رنج خماریم
زان زلف پژولیده و ناخفته دو چشمتچون چشم تو و زلف تو بیخواب و قراریم
گفتی ببر از جانت اگر جوئی وصلمتو بر سر آن باش که ما بر سر کاریم
ورخوی تو ما را نکند شاد چه باشدهم با غم تو نیک و بد این غم بگساریم
وین باقی عمر ار نشود وصل میسرهم با غم هجران تو خوش خوش بسر آریم
این سر که تو داری سر ما هیچ نداریزین دست که مائیم کجا پای تو داریم