گنج

شمارهٔ ۱۱۵

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: انبردم۶ بیت
گفتم از دست عشق جان بردمخود کنون پای در میان بردم
طعنه دشمنان بشست ولیکآنچه از دست دوستان بردم
عاشقم این همه قناعت چیستگر روان را در آسمان بردم
دوش دیدم خیال او در خواببس خجالت که آنزمان بردم
گفت با این همه بخفتی هموالله ار بر تو این گمان بردم
دیده گر خون شود ز غم شایدکه من از وی نه این نه آن بردم