گنج

شمارهٔ ۱۲۸ - در مدح صدر سعید ابوالفتوح قوام الدین

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیه: رگشته۲۵ بیت
ای جهان از تو معطر گشتهوی فلک از تو منور گشته
ای نکو طلعت فرخنده توزینت مسند و منبر گشته
وز پی مقدم میمون تو صدرآسمان پر زر و زیور گشته
شرع را علم تو رونق دادهعقل را رای تو رهبر گشته
مسند از درس تو ناظر بودهمنبر از وعظ تو جانور گشته
گوشها از تو بهنگام نکتچون صدف پر در و گوهر گشته
با زمین حلم تو همسنگ شدهبا فلک قدر تو همبر گشته
از پی خوش سخنت گاه سخندل بدخواه تو مجمر گشته
وز پی خدمت تو پشت فلکخم پذیرفته و چنبر گشته
حکم و فرمان تو از روی نفاذبا قضا راست برابر گشته
دست تو جود مجسم بودهشخص تو لطف مصور گشته
لفظت آسایش دلها دادهمدحت آرایش دفتر گشته
ابلق سرکش ایام بطبعزیر ران تو مسخر گشته
بودی ار مهر چو رایت بودیهمه ذرات هوا زر گشته
طمع و آز ز جودت فربهکان و دریا ز تو لاغر گشته
لفظ تو همنفس صبح شدهخلق تو همدم عنبر گشته
دست راد تو چو ابری بمثللفظ عذب تو چو کوثر گشته
از کفت ابر خجل گشته چنانکه زمین از عرقش تر گشته
گاه ترکیب سخن در مدحتدهن نی همه شکر گشته
تا که این زورق ازرق باشدسقف این توده اغبر گشته
بادت ایام مطیع و منقادفلکت بنده و چاکر گشته
پیش چوگان بلاخصم چو گویبی سر و پای شده سرگشته
همچنین بادی در دولت و عزقوت پشت برادر گشته
هر زمانی بمکان هر دودل اسلام قوی تر گشته
همه مقصود محصل بودههمه اغراض میسر گشته