شمارهٔ ۳۹
وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیه: یست۵ بیت
سوخته ای بر درت شب همه شب می گریستای مه نامهربان هیچ نگفتی که کیست
شمع صفت تا مرا سوز تو در سینه استمردنم افسردگی ست سوختنم زندگیست
پرده نی هر دمم حال دگرگون کندهر که درین پرده نیست حال چه داند که چیست
حاصلم از زندگی نیست به جز گریه هیچوه که بر این زندگی زار بباید گریست
باد به بوی توام زنده کند هر نفسخود که کند باور این کآدمی از باد زیست