گنج

شمارهٔ ۲۷

قافیه: ست۸ بیت
ای از می عشق تو دلم مستدر پای غمت فتاده ام پست
بر سنگ غم تو جام صبرماز دست در اوفتاد و بشکست
من واله و چشم تو برابرهشیار به باده کی شود مست
با عشق، خرد ستیزه می کرددر پای فکندش از سر دست
جانا چه بد است عادت اودل می گسلد ز دوست پیوست
آن را که ارادتی ست داندبسم اللّه اگر ارادتت هست
از دل مطلب وفا جلالاکان قطره به بحر عشق پیوست
آن کاو سرِ دردِ دوست دارداز دردسر زمانه وارست