شمارهٔ ۲۳۵
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انبرنتابدبیشازین۷ بیت
درد ما دوری درمان برنتابد بیش ازینپشت طاقت بار هجران بر نتابد بیش ازین
هیچ زلفی بار دلها برنگیرد بیش از آنهیچ جانی درد جانان بر نتابد بیش ازین
من که وصلش رانده ام در هجر تا کی داردمسلطنت ورزیده زندان برنتابد بیش ازین
هر که عمری رانده باشد کامی اندر دولتیمحنت حال پریشان برنتابد بیش ازین
ما به بویی از نسیم زلف جانان مانده ایمهستی ما منّت جان برنتابد بیش ازین
من همی بارم سرشک و عقل می گوید مکنعالم از خاک است و طوفان برنتابد بیش ازین
دود هم روزی برآید از گریبان جلالکآتش اندر زیردامان بر نتابد بیش ازین