شمارهٔ ۲۲۳
ای حریم آستانت مسکن آوارگانمرهم دلخستگانی چاره بیچارگان
مای بیچاره که با غم همنشین و همدمیمهمدمی کو تا کند غمخواری غمخوارگان
گر برآید آفتاب عالم افروزم به بامخیره ماند بر جمالش دیده نظّارگان
منصب وصلت کجا درخورد هر سرگشته ای ستذرّه کی یابد وصال خسرو سیّارگان
مشک قیمت کی گرفتی درجهان گر نیستیچین گیسوی ترا باد صبا بازارگان
ما گریبان می دریم از درد و کس را نیست خودرحمتی بر حالت زار گریبان پارگان
در جهان جز آستانت نیست مأوای جلالای حریم آستانت مسکن آوارگان