گنج

شمارهٔ ۲۲۱

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: یزان۶ بیت
چون سایه منم فتان و خیزانوز سایه خویشتن گریزان
باریکم و دردناک و دلسوزمانند چراغ صبح خیزان
در کنج خرابه ای به تنهادل تنگ نشسته اشک ریزان
با اختر خویش در لجاجتبا طالع خویشتن ستیزان
گر خاک جلال را ببیزندمدهوش شوند خاک بیزان
رمزی گفتم که شکل آن راادراک کنند ذهن تیزان