شمارهٔ ۱۴۸
قافیه: انمهرتوورزیدنازینپس۷ بیت
ماییم و به جان مهر تو ورزیدن ازین پسدر سینه نهان مهر تو ورزیدن ازین پس
دل رفت و به جان جات کنم تا تو نگوییبی جان نتوان مهر تو ورزیدن ازین پس
تو پرتو خورشیدی و واجب دل ما راماننده کان مهر تو ورزیدن ازین پس
آنان که به دل قصد تو کردند ازین پیشخواهند به جان مهر تو ورزیدن ازین پس
ار آرزوی هر دو جهان در دل ما هستدر هر دو جهان مهر تو ورزیدن ازین پس
تو آدم حُسنی و بود واجب و لازمبر آدمیان مهر تو ورزیدن ازین پس
گفتی که جلالا پس ازین کام دلت چیستای سرو روان مهر تو ورزیدن ازین پس