شمارهٔ ۱۲
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)قافیه: ابت۷ بیت
حدیث عشق میسّر کجا شود به کتابتکه نام عشق بسوزد سر قلم ز مهابت
زهی سعادت آن کس که پای بند کسی شدبریده از همه پیوند و خویش و اهل و قرابت
به شب رسید دگر بار روزم از غم هجرانبسان تیغ شود موی بر تنم ز صلابت
برآر کامم از آن لعل بی کرشمه و ابروکه خود سؤال گدا را چه حاجت است کتابت
دهد فروغ جمال جهان فروز تو هر روزجهان فروزی خود را به آفتاب نیابت
میان عاشق و معشوق شهوتی ست نظر راکز آب دیده خونین کنند غسل جنابت
جلال اگرچه همیشه دعای وصل تو خواندولی چه سود که مقرون نمی شود به اجابت