شمارهٔ ۸۴۷
وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: یش۷ بیت
ای به رخت نیاز من از حد و اندازه بیشبر دل ریش ما بگو چند زنی ز غمزه نیش
ریش غم تو بر دلم هست ز تیغ روز هجردور مَدار دلبرا مرهم وصل خود ز ریش
مرهم وصل چون نداد لطف تو ای طبیب منبر سر ریش خاطرم بیش نمک مزن به ریش
تیر جفای ترکشت بیش مزن به جان مازآنکه فضای کوی تو قبله بود مرا و کیش
جور کشیدنم ز تو بس عجب اوفتاده استخویش منی و این ستم کس بکند به جای خویش
روز وداع مشکلست از رخ خوب دلبرانبین که چه حالتی بود دل ز پس و رهم ز پیش
یک نظری ز لطف خود سوی جهان فکن که مندم به دمم به روی تو صبر کمست و عشق بیش