شمارهٔ ۷۴۸
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ار۶ بیت
فریاد و الغیاث ز بیداد روزگارکز دل ببرد صبرم و از دست رفت یار
یک جرعه می نکرد دلم نوش از آن دو لبجانم به لب رسید ز درد سر خمار
عمریست تا که کشتی وصلم به هجر غمافتاده در میان و نیفتاد در کنار
پایم بماند در گل حیرت چو سرو نازبر ما نظر نکرد سهی سرو در گذار
ما را گناه غیر وفاداری تو نیستور زآنک هست همم ز سر لطف در گذار
بسیار جور بر من مسکین مکن از آنکچون هست روشنت که جهان نیست پایدار