شمارهٔ ۷۲۱
ای عکس طلعت تو فروغ جمال عیدابروی تست در نظر ما هلال عید
از تاب روزه سوخت دلم ساقیا بریزدر جام جان تشنه لب ما زلال عید
در قید روزه چند کشم انتظار شامما را نوالهای برسان از نوال عید
فصل بهار و دامن گلزار و روی یارحیفست اگر نه عیش کنی با وصال عید
بنشین میان سبزه و باغ و کنار رودبشنو ز بلبلان حزین وصف حال عید
در ماه روزه دل شده از ضعف سست حالدر دیده هیچ نگذرد الاّ خیال عید
چون فصل نوبهار جهان تازه میکندباد صبا و مقدم جاه و جلال عید