شمارهٔ ۶۵۶
هزار یار نُوَت گر ندیم خواهد بودنه چون محبّت یار قدیم خواهد بود
رسید مژده به گوش دلم ز باد صباکه بر من آن دل مسکین رحیم خواهد بود
اگر نه لطف تو فریاد ما رسد جانارخی زرینم و اشکی چو سیم خواهد بود
دلم ز درد فراقت به جان رسید مگرغذای جان دهنی همچو میم خواهد بود
قرار و صبر به یکباره از دلم بربودقرار ما ز دو زلف چو جیم خواهد بود
اگر عنایت او در جهان کند نظریمرا ز دشمن بدگو چه بیم خواهد بود
مگر که رحمت او دستگیر ما باشدگنه ز بنده و عفو از کریم خواهد بود
اگرچه دور شدی از نظر خیال رختدرون دیدهٔ جان مستقیم خواهد بود
مرا به روز فراقت که از جهان کم بادسرشک دیده و آهم ندیم خواهد بود