گنج

شمارهٔ ۶۳۸

قافیه: تمیکند۹ بیت
صبح روی تو سلامت می‌کندهم دعای صبح و شامت می‌کند
چون به بستان بگذری ای جان و دلسرو بستانی قیامت می‌کند
این دل بیچاره در بیت‌الحزنچون دعای جان دوامت می‌کند
زان مراد این جهان بی وفاآنچه می‌خواهی به کامت می‌کند
اشک خون می‌بارد از چشمم ز غماز صبا هر دم پیامت می‌کند
خون دل از راه چشم ما مدامهمچو می هر دم به جامت می‌کند
سرو بالای تو گویم راستیدر چمن باری قیامت می‌کند
گر کسی سر می‌کند ایثار تودل جهان و جان به پایت می‌کند
زلف و خال چشم شوخت از هواهر زمان مرغی به دامت می‌کند