شمارهٔ ۶۰۲
عشاق مهر روی تو از جان خریدهاندمهر تو را ز هر دو جهان برگزیدهاند
تا آشنای کوی تو گشتند در جهانحقّا که از محبّت عالم بریدهاند
در شاهراه عشق تو مدهوش و عاشقندخفتند با خیال تو و ز جان بریدهاند
هر کس که سر نهاد به پای تو بی ریاکردند سر فدا و رُخت را ندیدهاند
آنان که جان به مهر رخ دوست دادهاندخاک درش مقام رخ خویش دیدهاند
یاران بی وفا که شکستند عهد مابا این همه هنوز مرا نورِ دیدهاند
ماییم سر نهاده به پایت روان و توچون سرو بوستان که ز ما سر کشیدهاند