شمارهٔ ۵۸۰
دلبران را وفا نمیباشدلطفشان جز جفا نمیباشد
مهربانی و بنده پروردنبینشان گوییا نمیباشد
همچو سرو سهی چرا میلشدمکی سوی ما نمیباشد
از لب لعل آن نگار شبیکام جانم روا نمیباشد
دلبرا از چه رو تو را رحمیبر دل بینوا نمیباشد
ایمن از آه صبحدم منشینتیر آهم خطا نمیباشد
ناز بر ما مکن بسی ای گلعشق و حسنش وفا نمیباشد
غیر خاکی که هست بر قدمشدیده را توتیا نمیباشد
در جهان با که گویم این غم دلدوست غمخوار ما نمیباشد