شمارهٔ ۴۳۵
سر سرگشته سودای تو داردهوای قد و بالای تو دارد
سری دارد به عالم پر ز سوداکه این سر نیز در پای تو دارد
اگر رای تو بر خون دل ماستدل بیچارهام رای تو دارد
تو نور دیدهٔ مایی نگارادلم آخر که بر جای تو دارد
سهی سروا تو دانی دیدهٔ مانظر بر قد رعنای تو دارد
ندارد گل به بستان رنگ و بوییحیا از روی زیبای تو دارد
سخن کوته کنم فی الجمله امروزجهانی باز یغمای تو دارد