شمارهٔ ۴۳۲
قدی چون سرو بستان راست داردمه از رویش رخ اندر کاست دارد
از آن بالا و آن شکل و شمایلفروغ ایزدی پیداست دارد
دل من آرزوی وصل جاناننگارینا ز تو درخواست دارد
غریبی بی نوایی از سر دردتمنّایی ز تو برجاست دارد
نگار شنگ و شوخم همچو زلفشخراجی بس کج ناراست دارد
ز من گر راست پرسی همچو قدّشنگارم عهد و قولی راست دارد
خیالت را شبی بفرست پیشمکه تا کار جهانی راست دارد