شمارهٔ ۴۰۱
شبت به صبح سعادت همیشه مقرون باددو چشم دشمن جاهت همیشه پُر خون باد
هرآنکه شاد نباشد به بخت فیروزتدلش ز جور و جفای زمانه محزون باد
هرآنکه راست نخواهد قد الفوارتهمیشه شست امیدش خمیده چون نون باد
جفای دهر که کم باد از دلم یارببقای عمر تو از هرچه هست افزون باد
بقای عمر تو را از خدای میطلبمندا رسید به گوش دلم که همچون باد
گدای کوی تو از کیمیای عاطفتتبه فرّ بخت بلند تو همچو قارون باد
کسی که در دو جهان میل بندگیت نکردسیه گلیم و سیه روی و بخت وارون باد