شمارهٔ ۲۳۶
عشق را آغاز و انجامیش هستهرچه میبینی سرانجامیش هست
هر زمان نقشی برآرد روزگارتا نپنداری که آرامیش هست
نام نیکو ماند از ما یادگارنیک بخت آن کاو نکونامیش هست
هدهد بیچاره مینالد مداماز سبا گویی که پیغامیش هست
زینهار ای مرغ دل هشیار باشکانکه دارد دانهای دامیش هست
گوش کن نیکو که از وی بشنویکوکو آنکس کز جهان کامیش هست
شادمان آنکس که او را در جهانگوشهٔ باغ و لب جامیش هست
پخته باشد جان آن کس کاو مدامدر میان مجلس ار خامیش هست