شمارهٔ ۱۸۱
روی تو رایت قمر بشکستلب چون قند تو شکر بشکست
ماه رویت چو بدر گشت تمامروشنایی روی خَور بشکست
دُرّ دندان و حُقّه دهنتدر عدن قیمت گهر بشکست
تا خرامید سرو قامت تونارون نیک در نظر بشکست
صبر کردیم در غم تو به سرشوقت ای دوست آنِ سر بشکست
گر درِ وصل بر رُخم بستیهم خیالت رسید و در بشکست
گفته بود او که نشکنم پیمانآن بت بی وفا دگر بشکست
همه بازار خوبرویان راحسن روی تو سر به سر بشکست
رنگ و رخسار و آب دیدهٔ مندر جهان جمله سیم و زر بشکست
گفتمش زلف را بسی مشکنچون دلم باز بیشتر بشکست