گنج

شمارهٔ ۱۲۷۹

قافیه: ندی۷ بیت
دلا خود را به مهرویی چه بندیمرا حیران و سرگردان پسندی
چنین زار و نزارم در فراقشبگو تا کی به عشقش کار بندی
یقین تو بار نابی از در دوستکه همچون آهوی سر در کمندی
صبا از ما بگو با آن ستمگرنگویی در پی آزار چندی
چرا مهر از من مسکین بریدیچرا شاخ امید از بیخ کندی
بگو من چند گریم در فراقتبه سان ابر تو چون گل بخندی
جهانا تا به کی چون مرغ زیرکبه دام زلف دلبر پای بندی