شمارهٔ ۱۲۱۹
ای صبا گر زان نگار ما خبر داری بگوبر در آن یار سنگیندل گذر داری بگو
گر ز حال من بپرسد آن نگار سنگدلچون تو حال زار زار من ز بر داری بگو
گر بگوید حال آن بیچارهٔ مسکین چه شدگو به حال و کار زارش گر نظر داری بگو
گر به حال ما نظر خواهی فکندن بعد ازینور نمیاندازی و یاری دگر داری بگو
ای دل محزون نظر کن ناوک دلدوز راپیش تیغ کافرش گر جان سپر داری بگو
در جهان باری ندارم جز تو محبوبی دگردلبرا با ما سر یاری اگر داری بگو