شمارهٔ ۱۲۱۷
صبا تو حال دل خسته با نگار بگوحدیث روز غم ما به غمگسار بگو
اگر ملول نگردد ز من بپرس نهانو گر بپرسدت از من به آشکار بگو
که بی وصال تو جانم به لب رسید ز غمبیا به غور دلم رس تو زینهار بگو
بگو که ای بت سیمین عذار سنگین دلمرا به درگه تو از چه نیست بار بگو
چو روزگار برآشفتهام چرا با مابه جان رسید دل از جور روزگار بگو