گنج

شمارهٔ ۱۲۰۹

قافیه: ویتو۷ بیت
ای دیدهٔ بخت جهان در آرزوی روی تووی قبلهٔ جان جهان طاق خم ابروی تو
ای نور چشم من صبا آورد بویت سوی ماعمریست تا جان می‌دهد مسکین دلم بر بوی تو
تا چند چوگان جفا جانا زنی بر جان مادانی که من سرگشته‌ام مانند گو در کوی تو
ای سر و سیم اندام ما زنهار از ما سر مکشتا بنگرم در قامتت ای دیدهٔ ما سوی تو
چشمان تو تُرک خطا زلف تو از مشک ختندانی که عمری تا شدم از جان و دل هندوی تو
آخر ز روی مرحمت روزی ز حال من بپرسباشد که رحمی آیدت ای روی عالم سوی تو
از حد بشد بر ما جفا میلی کن آخر سوی مامسکین دل بیچاره‌ام آمد به جان از خوی تو