شمارهٔ ۱۲۰۴
ای دل به درد عشق ندارم دوای توتا کی کشم بگو من مسکین جفای تو
تا دیده دید قامت و بالای آن نگارزان رو همیشه هست به جانم بلای تو
تا هست از جهان رمقی و از جهان رگیبیرون نمیرود ز سر من هوای تو
غایب مشو ز دیدهٔ معنی دو دیدهامدل هست مسکن تو و جانم سرای تو
جانا اگر رضای تو بر خون ماست سهلاز جان توان گذشت مقدّم رضای تو
سلطانی جهان به نظر مینیایدمزیرا که هست از دل و جان او گدای تو