شمارهٔ ۱۲۰۲
جانا کدام دل که نگشتهست رام توو آن کیست کاو نشد به ارادت غلام تو
جز نام دوست ورد زبانم نمیشوددر هر نفس که میزنم اوّل به نام تو
ناکامی جهان ز جهانت گر آرزوستخوش باش زان جهت که جهان شد به کام تو
هرچند خون این دل بیچاره خورده استبادا شراب عیش همیشه به جام تو
محرم بجز نسیم صبا نیست هیچکسکز من برد پیامی و آرد سلام تو
دانی چه فتنهایست که افتاد در جهانزان چشم آهوانه و زلف چو شام تو
ای دل هوای زلف معنبر چه میکنیدر غم بسوختیم ز سودای خام تو
آن دام و دانهای که تو داری ز زلف و خالآخر کدام مرغ نیفتد به دام تو