شمارهٔ ۱۱۹۸
صبا باز آ که درمان دارم از توبه دردم منّت جان دارم از تو
طبیب من تویی مشکل توانمکه درد خویش پنهان دارم از تو
بیا و بوی زلفینش بیاوربگو اشکی چو باران دارم از تو
نگویی تا به کی ای بی وفا یاردو چشم بخت گریان دارم از تو
بسی مشکل که در راهم نهادیمن بیچاره آسان دارم از تو
بده کام دلم از وصل ورنهبه هر کویی من افغان دارم از تو
نشد خالی ز من خیل خیالتدرون دیده مهمان دارم از تو
گهر از دیده و دینارم از رخبه هجران نیک ارزان دارم از تو
اگر جور جهان آید به رویمنگردم زان که پیمان دارم از تو