گنج

بخش ۳۶۳ - ساختن حوض‌ها برای درمان مصروعان

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۲۳ بیت
به راه بیابان به جایی رسیدکه آبی که بود ایستاده بدید
کسانی که مصروع بودند و سستبه دل ناتوان و به تن نادرست
همه خنده‌ای خوش بر ایشان فتادبه آب اندر افتاد مانند باد
چو مرده در آن آب بیهوش شداز آن آگهی چون برِ کوش شد
شتابان بیامد به دیدار آبکشیدند بیرون هم اندر شتاب
منادیگری بانگ زد بر سپاهکه دارید از این آب خود را نگاه
مبادا کز این آب هرگز چشیدکه پس چادر مرگ در سر کشید
بفرمود تا مردگان را ز آبکشیدند هم در زمان بر شتاب
چو باد شمالی بر ایشان وزیدبه هوش آمد و این شگفتی که دید؟
سبک گشته آنکس که بودی گرانبه رنگ و به تن بهتر از دیگران
همه سستی و رنج از او گشته دورشد آن ماتم سخت مانند سور
بفرمود تا ز اندلس هرکه هستبه تن سست و مصروع و بی پای و دست
بریدش برآن آب تا مرد سستبشوید تن و زود گردد درست
بسی حوض‌ها نام خود برنبشتدگر کرد از این سان و دیگر بهشت
سلیمان گذر کرد روزی برآنبدید آن همه حوض‌ها بیکران
بفرمود تا آصف برخیاکه دانست کردن همی کیمیا
برآورد از آن شارستانی به رنجنهاد اندر او هرچه بودش ز گنج
درآورد دیوارش از گِردِ آبکشیده سر کنگره بر سحاب
نهادش به نیرنگ از آنسان نهادکه هرگز درش کس نداند گشاد
به دیوار او گر برآید همیزند خنده بر روی مردم همی
بدان شارستان اندر افتد نگوننداند کسی کان چرا است و چون
به گیتی مر او را نبینند بازندانست کس را که چون است راز
هر آنکس که او بگذرد بر درشز بانگ سگان خیره گردد سرش