گنج

بخش ۳۶۲ - نیرنگ کوش، و ساختن صندوق و فواره

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۲۱ بیت
یکی کرد صندوق رویین بساختدگر نغز فوّاره‌ای برفراخت
یکی قفل پولاد برزد بر اویکه نتوان گشادن کس از هیچ روی
چو پردخته شد کوش از آن آگهییکی جوی بنهاد بر هر دهی
پس آن ژرف صندوق را جایگاهبفرمود کردن ز کوه سیاه
همی بود تا آفتاب از حملبرآمد وز او دورتر شد رحل
سطرلاب آن گاه برداشت و گفتبه نام خداوند بی یار و جفت
نهاد اندرون جای صندوق سختبه دست خود آن شاه پیروزبخت
ز صندوق برجَست هم در زمانیکی آب بَر شُد سوی آسمان
ز فوّاره بر شد به سوی هوااز آن شاد شد شاه فرمانروا
به جوی اندر افتاد و شد سوی دههمی شادمان شاه و سالار و مه
بگشتی بر آن آب دو آسیاز نیرنگ آن شاه پُرکیمیا
پس آن ژرف صندوق در کوهساربه آیین فروبست سخت استوار
چنان کرد جایش که از هیچ جایبر آنجا نشایست رفتن به پای
به نوبت بفرمود شاه آنگهیکه یک روز و یک شب بَرَد هر دهی
نگهبان صندوق بگماشتندکه از دیو و مردم نگه داشتند
بدان ده که آن آب باز ایستدمگر مهترش دارد آیین بد
بیایند مردان آن ده همهپراگنده چون بی‌شبانان رمه
یکایک همه کوزه‌ای پُر ز آببه فوّاره اندر کننده شتاب
بجنباند آنگاه قفلش سه باربه نام خداوند بی جفت و یار
هر آنکس که آبش برآید به نامشود مهترِ دِه بدو شادکام
بپرداخت صندوق و لشکر براندشب و روز جز نام یزدان نخواند