گنج

بخش ۱۱ - نامه نوشتن کوش به سوی مانوش

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۱۴ بیت
به مانوش پس نامه فرمود کینبیسنده برداشت باریک نی
سرنامه از شاه گردان و کینسر تازیان شاه ایران زمین
نیا، خسرو گرد گیتی‌گشاینداردْش کوه گران پیش پای
به نزدیک مانوش سالار رومسر مرزبانان آن مرز و بوم
سپاس از خداوند کیوان و هورکه او داد فیروزی و فرّ و زور
بدان تا بَدان را ز بن برکنیمتن بت‌پرستان به خاک افگنیم
بتان را همه زیر پای آوریمره پاک یزدان به جای آوریم
چو کار سیاهان سرآمد کنونز نوبی و زنگی براندیم خون
جهان از بداندیش خود بستدیمهمان تازیان را به هم برزدیم
همانا چنان است ز اختر پدیدکه از رومیان کینه باید کشید
کنون آگهت کردم از کار خویشتو را بد رسد گر نیایی به پیش
چو در نامه کوتاه شد داوریبر آن نامه خسرو زد انگشتری
فرستاده‌ای مهربان برگزیدکه دانست گفتار رومی شنید
نوند شتابان به هامون و کوهبرفت و نیامد ز رفتن ستوه