گنج

شمارهٔ ۳۱ - گفتگو با جوانِ فرنگی مَآب

۴ بیت
گفتم به جوانکی مُفَرَّنگکای در خم و چم بسان خرچنگ
برگو ز سبیل خود چه دیدیکاین سان دُم و گوش او بریدی
گفتا که سبیل بنده روزیدزدیده ز کون غیر گوزی!
چون دزدی او به چشم دیدمزان رو دُم و گوش او بریدم!