گنج

شمارهٔ ۲۳ - در هجوِ اعتمادالتجارِ اصفهانی

ای بی‌خرد اعتمادِ تُجّاردست از حرکات زشت بردار
تو تاجری ای عَنَم به ریشتبی خود مبر اعتماد خویشت
ای صارم دولت شهنشاههستی تو از این قضیه آگاه
بودند شبی معاشران جمعبا یک دو سه خوب روی چون شمع
آن سیّد خر درآمد از درگردید به بوستان سر خر
از من بِستد دو بیست تومانتا آرد فرستَد از صفاهان
از من ستد و ضعیفه را دادهم بنده و هم ضعیفه را گاد!