گنج

شمارهٔ ۸۸ - تقاضا گله از مُعز الملک

ای معزالملک ای اندر سخا ضرب المثلاز چه رو شعر و خط ما را گرفتی سرسری؟
بد نکردم من که چونین گوهر ارزنده رابا ادب کردم نثار بزم چون تو گوهری
شعر و خط من بود آن گوهر سنگین بهاکه امیر مملکت باشد مر او را مشتری
فخر میران زمانه حضرت میر نظامآن که بر او فخر دارد دانش و دانشوری
گر مرخص می کنی اندر حضور این امیرمی توانم تا برم من با ادب این داوری
من چو بر اسب سخن رانی سوار آیم بودهم رکابم فرخی و هم عنانم عنصری
ختم بر من گشته شعر و شاعری چونانکه شدبر محمد خاتم پیغمبران پیغمبری